در باز بود و همسایه ها در رفت و امد
یکی میگفت خوشا به سعادتت که عازمی
یکی میگفت حتما شب قدر گرفتی
یکی میگفت ترا بخدا رفتی ما رو هم یاد کن
یکی میگفت التماس دعا داریم
یکی میپرسید تنها میرید
نه
خانواده را هم میبرید ؟
اری
گرمی هوا بچه ها رو گرما زده نکنه
و من ساکت
اری حاجی قصد خانه خدا کرده
عجب حال هوائی
شماهم بیائید این حاجی با همه فرق داره
انگار برای حاجی حاجی شنیدن نمیرود
بیائید دلمون رو همراه این حاجی بفرستیم
خدا حافظ شهر غربت
خدا حافظ شهر مظلومیت
خدا حافظ ای همشهریان بی وفا
اری کاروان حج حسین راهی خانه خداست
شما هم گوش کنید ببیند
حسین در حرم پیامبر با رسول الله چه میگوید
خدایا در دل عباس چه توفانی بپاست
وقتی حسین در باران اشک با زهرای مظلومه بقیع وداع میکند
وقتی رو به مرقد برادر مویه میکند
اینجا مسجد شجره است
منطقه ابار علی
چاههای که علی حفر کرد
تا تشنگان سیراب شوند
احرام بر تن حسین عباس علی اکبر
لبیک اللهم لبیک لا شریک لک لبیک
ذکر کاروان حسین در مسیر مدینه به مکه است
خدایا چه خبر است عصاره زیبائی ها در اینجا جمع شده اند
حسین به چهره علی اکبر نظاره میکند الله اکبر میگوید
قلب عباس در وجود حسین می تپد
کعبه در انتظار قلب خویش است
قلبی که قبله موجودات است
شرف و ابروی کعبه می اید
حسین جان که هروله عشق در صفا و مروه میکنی
قربان هروله رقیه نازنینت بشوم
اینجا عرفه است
نقطه وداع حسین با کعبه و مکه
اغاز معراج
نجوای عاشقانه حسین با خدا
خدایا این باران اشک این سوز بی پایان
غروب نزدیک است باران اشک وجود مبارک را خیس کرده
همه سراپا گوشند کاروانیان حسین مست از دم مسیحائی حسین سر بر استان خدا نهاده اند
خدایا حسین من در کجای عرفه است
خدایا حسین زمان در کدام گوشه از بی وفائیهای ما میگرید
خدایا کاش میدانستم حسین فاطمه کجا دعای عرفه خوانده است تا
تا بروم سر به پایش بنهم و بگویم دعا کن قربانی کربلای تو باشم
خدایا مهدی فاطمه عازم حج است و کعبه منتظر او
حاجی عزیز نور چشم فاطمه که داغ کوچه تنگ, محراب مسجد کوفه , تشت پر خون , و دشت کربلا را بدل داری برای ما سوغاتی شهادت بیاور